واتساپ اطلس پیدایش
174 دیدگاه ها
بازخورد داخلی
نمایش تمامی دیدگاه ها
طیبه کریمی
طیبه کریمی
3 ساعت پیش

فریبا جان قدر دان شما هستم من بعد از کارگاه اثر خیلی راحت سرکار میرم و حس شادابی دارم روزهای قبل دچار روزمرگی بودم از مسیر یک ساعت سرکارم مینالیدم اما حالا با خوشحالی سرکار میروم و حس سرزندگی دارم و بیشتر از قبل هم کار میکنم و غرنمیزنم و هر روز در فکر ارزش ها و فکرهای ناباورانه ام هستم امیدوارم بتوانم دوره را بگیرم و ارزش هام را پیدا کنم

مهدیه جلال
کاربر
مهدیه جلال
14 ساعت پیش

سلام
وقت همگی بخیر 🌹✨
بعد از کارگاه بیشتر مشاهده‌گرم
نسبت به مشغولیت‌هام، زمانم، داد و دهش‌هام..
و در عین حال می‌نویسم و با نوشتن خودم، ارزش‌هام، کارم، موقعیتم و تصمیماتم رو بازبینی می‌کنم.

چون قول دادم دست به اقدام نمی‌برم تا جوونه‌های کارگاه اثر در وجودم رشد کنه و قوت بگیره و نهال بشه و به امید خدا روزی ثمرش رو ببینم.
سپاس بی‌کران از فریبا عزیز و موسسه اطلس پیدایش برای نور برای روشنی و روشنگری🙏🏼🌿

فاطمه عبدی
فاطمه عبدی
16 ساعت پیش

سلام روز خوش ساعتها به کام
هر لحظه زندگی باید شکرگزاری کنم ولی متاسفانه خیلی وقتها از یادم میره سپاسگزاری خدارو کنم و وقتی به یادم میاد یهوانرژیم میره
من پر از هیاهوی توخالی بودم که چندروزیه سبک شدم هر وقت ذهنم پر از تشویش میشه یهو یادم میاد مربی گفت تو میبافی یه تکون به خودم میدم و میگم در حال باش فکر نکن خیال نکن و همون موقع برمیگردم به جایی که هستم بسیار قدردانم اما نمیدونم چطور تمام و کمال قدردانی کنم طوری که شایسته باشه شایسته شما مربی و نگاه شما
نگاهتان پر از انرژیه پر از حس شاد زندگی دلم برای اون نگاه مدام تنگ میشه

دینا سلیمانی
کاربر
دینا سلیمانی
17 ساعت پیش

سلام صبح بخیر فریبا جان همگی دوستان واقعا از لحطه لحظه هیچ وقت از یادم رمیره برای این که با عشق و علاقه به کلاس می آمدم برای من یک درس بزرگی بود و هست سپاسگزارم از همه ی شما ها تشکر میکنم از محبت فریبا جان ♥️♥️♥️♥️🙏🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹🌹

آرش صبوری شرق
آرش صبوری شرق
1 روز پیش

سلام و سپاس از اطلسیهای عزیز؛
قدردان مربی گرانقدر، میلاد بزرگوار، مسولین موثر و دعوت کنندگان خودم به دوره ( بهاره و امیرحسین) هستم. بهاره 5 سال برای تمام کارگاههای اثر من را دعوت کرد و من در شرایط درجا زدم.
جوابی که مربی به یک شرکت کننده دادند چنان در من اثر کرد که انگار با من صحبت می کردنند.
البته از مسولین داوطلب شنیدم که شاید کوچ مربی برای آن شخص خاص بوده و برای من نباشد.
در سه روز کارگاه زجر کشیدم از درک شدت نا آگاهیم نسبت به کار. عصبانی شدم. با مسولین داوطلب گفتگو کردم کمی آرام شدم.
قدردان امین صفات و امیرحسین هستم به خاطر گفتگوی شفاف و تمیز.
وقتهای استراحت برای گفتگو با شرکت کننده ها هم مفید بود ولی دوست داشتم بیشتر از مربی عزیز می شنیدم .
شرکت کنندگانی که سوال پرسیدند نمونه ای از جمع کل بودند و من برداشتم این بود که اکثرمان تمرینات عبور را انجام نداده ایم و در الفبای آگاهی درجا میزنیم. لذا توقع نداشتم مربی فراتر از سطح گیرایی ما مطالب را جلو ببرد.
من سوال نپرسیدم چون به نظرم لزوما برای استفاده از کارگاه نیاز به گفتگوی مستقیم با مربی نیست و سوال خوب که ارزش پرسیدن و گرفتن وقت جمع را داشته باشد، نداشتم. گرچه به دوستانی که کوچ شدند غبطه خوردم.
ممنونم که تجربه من را خواندید.

سید جواد ثابت محمودی
سید جواد ثابت محمودی
2 روز پیش

دوستان امکان استفاده از این صفحه را تا سوم خرداد فقط داریم
لطفا تجربیات خودتان را بنویسید

سید جواد ثابت محمودی
سید جواد ثابت محمودی
2 روز پیش

امروز بلند به همه می گم مدیرعامل شرکت وارد کننده قطعات خودرو های چینی از کشور چین هستم

سید جواد ثابت محمودی
سید جواد ثابت محمودی
2 روز پیش

سلام خدمت مربی عزیز
خیلی قدردانی دارم از شما
بی نهایت
چقدر جانانه حضور داری ، و چقدر کیف داره برای ما که در این فضا هستیم

سید جواد ثابت محمودی
سید جواد ثابت محمودی
2 روز پیش

سلام به همراهان
فقط به ارزش ها دارم فکر می کنم و ارزش در میارم ،
ارزش: پول تر و تمیز
ارزش : رفاه همکاران
ارزش: سرعت انجام مسئولتم را حتی اگر شده ۱۰ دقیقه روزانه بالا ببرم ،
ارزش: اشتغالزایی ۲ نفر تا آخر خرداد ماه
ارزش: شرافت در کلام (حتی در فضای مجازی)
ارزش: قرار دادن ۱۰ الی ۲۰ دقیقه در روز برای دعوت دیگران به کارگاه هایی که مربی برگزار می کند
ارزش : فیلترینگ برای جلوگیری از فروش کالاهای بی کیفیت در سیستم کاری ام
ارزش: سرعت بخشیدن به خدمات مورد نیاز مصرف کنندگان
ارزش: سکوت و آرامش در محیط کارم

طیبه کریمی
طیبه کریمی
2 روز پیش

کاش کارگاه اثر یک وقت اضافه داشت که فریبا فقط صحبت میکرد

طیبه کریمی
طیبه کریمی
2 روز پیش

سلام به مربی عزیزو سایر دوستان
من از بودن در کارگاه خیلی خوشحالم و البته دوست داشتم فریبا جان بیشتر از همه صحبت کندو از صحبتهاشان بیشتر بهره مند شوم

اکرم السادات ثابت محمودی
اکرم السادات ثابت محمودی
2 روز پیش

تجربه روز کاری بعد از اثر
دیدن همکارانی که بانارضایتی و کلی غر سر کارشون حاضر میشن و فقط و فقط هم و غم پول دارند و با اینکه پول هم دارند حالشون خوب نیست. .. فکر مهاجرت فکر تغییر مسیر شغلی و ..
خداروشکر که با اثر و ارزش ها اشنا شدم.
امروز تجربه استفاده از ارزش ها رو‌ در زندگی و رابطه انسانی هم دیدم .ارزشش رو‌ داره اینو‌بگم؟ ارزشش رو داره اینکارو بکنم؟
شاه کلیدی این ارزش که مربی دستمون دادید. ممنونم

انیسه آدینه زاده
انیسه آدینه زاده
2 روز پیش

با سلام.
خیلی دوست دارم در تمام طول کارگاه فریبا گفتگو کنه و من با تمام وجود گوش کنم و آگاهی ام رو بالا ببرم و اصلا وقت استراحت نداشته باشیم. 40 دقیقه و 30 دقیقه وقت استراحت خیلی زیاد بود. گفتگو های مربی ارزشمند هست و اگر خود مربی گفتگو کنه و وقت استراحت هم نباشه من با تمام وجود به گفتگوی مربی گوش می دم.

سید جواد ثابت محمودی
سید جواد ثابت محمودی
3 روز پیش

تجربه ام از چهار دوره شرکت در کارگاه اثر
دوست دارم تمام طول کارگاه را فریبا گفتگو کنه و هیچ کس حرف نزنه ، حتی وقت استراحت هم نداشته باشم و فقط بشینم و گوش کنم
چرا که گفتگو های فریبا بسیار ارزشمند است
اما ۲ تا موضوع وجود داره
۱_ به شخص مربی این اطمینان را دارم که اگر گفتگو های دوستان بدرد کارگاه نخوره اجازه گفتگو را نمی‌دهد
۲_ همواره مربی کلی مطلب ارائه می دهد که فقط من یک یا دو مطلب را در کارم توانسته ام عملیاتی بکنم

پ.ن.۱ ناباورانه ام این است که گفتگوی مربی را بگیرم و عملیاتی کنم
پ.ن.۲ امکان بودن در کنار مربی را داریم و غم نداریم( کارگاه افراد داوطلب و مسئولین داوطلب)

سید جواد ثابت محمودی
سید جواد ثابت محمودی
3 روز پیش

امروز چقدر عالی شروع شد
صبح اول از همه چیز رفتم سراغ ارزش هام و مجدد ارزش هام را چک کردم، آخه قول دادم که فقط روی ارزش هام بمونم

محمد بيك
کاربر
محمد بيك
3 روز پیش

من به نظرم خلق هر چيزي كه به انسان ها ارزش زيستن بدهد ارزش است

اکرم السادات ثابت محمودی
اکرم السادات ثابت محمودی
3 روز پیش

سلام به همگی
داشتن مربی در زندگی چقدر ارزشمنده و من اینو تو کارگاه اثر با تمام وجود حس کردم.
روزهای ارزشمند زندگی که با کج کردن سکان کشتی زندگی ام به انحراف رفته و‌ممکن بود باز هم حتی بیشتر ادامه دار بشه و به برکت اشنایی با مربی و‌موسسه اطلس پیدایش و دوره ها داره برمیگرده تو مسیر.
دیروز از کوچ های مربی لذت میبردم که مسیر یه زندگی داره میزون میشه و‌البته که قطعا اگه شنیده باشم برای منم کار میکنه.
الان تکلیفم رو‌خوب میدونم ، ماندن در مسیر اگاهی و تعهد دعوت از دیگران به اشنایی با این مسیر.
مربی عزیز بسیار قدردان شما هستم و البته که کلمات ظرفیت انتقال دنیای قدردانی من رو نداره.

هادی کارخانه
کاربر
هادی کارخانه
3 روز پیش

سلام و عرض ادب
راستیتش انتطارم یکم بیشتر بود از اثر ….متاسفانه چند تا از دوستان وقت و کارگاه رو به ی مسیر دیگه ای بردن
….
کاش فریبا بیشتر صحبت میکرد و بیشتر بهرمند میشدم
به هر حال ممنونم وقدردانتونم به خاطر اثر گزاریتون
رو من واینکه چقدر دوست داشتم
و خداروشکر میکنم که تو این مسیر رشد قرار گرفتم

سهیل قاسمی
سهیل قاسمی
3 روز پیش

سلام به همگى
سلام به مربى عزيزم
عالى بود اين اثر ،عالى
خيلى خسته نباشيد ،
ممنون كه انقدر زحمت ميكشيد براى آگاهى مردم.

مریم صالحی
مریم صالحی
3 روز پیش

سلام
سومین بار بود که اثر را شرکت میکردم . بسیار برام سخت بود . و من با هر جمله مربی بیشتر از خودم خجالت میکشیدم .
ارزش باید از یک درد بیاد و من چقدر غریبه بودم با اون .
و متعهد بودن به ارزش‌ها که خودش دنیای وسیعی دارد .
ممنون مربی و بسیار قدردانی و شاکرم بابت اینکه با موسسه اطلس پیدایش آشنا شدم و دارم زیستن در فضای آگاهی را تجربه میکنم.

انیسه آدینه زاده
انیسه آدینه زاده
3 روز پیش

با سلام.
فکر می کردم در کارگاه اثر با توجه به اینکه به قول فریبا کارگاه سخت و سنگینی هست این 3 روز فریبا گفتگو می کنه و خیلی از مسائل رو باز می کنه ولی بیشتر گفتگوها سر سوال و جواب با افراد آنهم گفتکو های بسیار طولانی سپری شد . انتخاب من این بود که کلا فریبا گفتگو کنه نه اینکه به سوالات افراد پاسخ داده بشه. البته نکته کلیدی که پیدا کردن ارزش ها بود رو فهمیدم. اول فکر کردم ارزش ها برای خودم و رضایت خودم هست چون فریبا تیتر وار و در یک کلمه فقط ارزش را گفت و اصلا گفتگوی بیشتری نکرد ، بعد با مسئولین داوطلب که صحبت کردم گفتند ارزش هایی که تعریف می کنی باید در جهت خدمت به دیگران باشد. در مورد مطالبی که فریبا تیتر وار صحبت کرد می خواستم فریبا گفتگوی بیشتری انجام بده و بیشتر باز بشه

دینا سلیمانی
کاربر
دینا سلیمانی
3 روز پیش

سلام صبح همگی بخیر من که حالم عالی هستم نمیدونم شما چطورین فقط انشالله که حاله هم خوب و لیتون همیشه خندون باشه یک سلام خیلی بزرگ از فریبا جان میکنم و خیلی سپاس گزارم 🙏🙏🙏🤩🤩🤩

فاطمه عبدی
فاطمه عبدی
3 روز پیش

سلام به همه
و سلام به فریبا مربی عزیز
الان که دارم مینویسم دقیقا ساعت ۲:۲۸ بامداد در راه برگشت به خانه ام هستم بسیار خدارو شکر کردم امشب که دوره اثر رو اومدم چنان انرژی دارم که برای خودم عجیبه . فریبا دوره اثر چنان تاثیری در زندگی خانمای خانه دار داره که حد نداره
با اثر اولی که سال ۹۸ اومدم ارتباطم با بیرون از خونه وصل شد خیلی از جاهایی که قدرت کلام نداشتم و ترس داشتم وارد شدم و صحبت کردم و پویا شدم نسبت به قبل خودم پویا شدم از تنبلی فکری اومدم بیرون دوباره امسال اومدم چنان الان انرژی دارم که مطمئنم پویایی من تا چند ماه دیگه چند برابر میشه
بسیار هر روز خدارو شکر میکنم که با یک مسیر سالم و اگاه اشناشدم تا به بیراه کشیده نشم تا مسیر درست رو هرجا که حس میکنم نکنه اشتباه برم سراغش و نشونم بده همیشه سلامت باشی و هیچگاه تنت به ناز طبیبان گرفتار مباد

علی رضا قاسمی
کاربر
علی رضا قاسمی
4 روز پیش

سلامی مجدد

فریبا جان بنده میخوام یکی از تمرینات عبور رو انجام بدم

و بنده یه حرف نزده رو میخوام به شما بزنم و حضور داشته باشم درمقابل شما
و از دست شما یه سریع گلایه کنم
به من این فرصت رو بده که به اندازه ۱۰دیقه ببینمت

علی رضا قاسمی
کاربر
علی رضا قاسمی
4 روز پیش

سلام به دوستان عزیز

یه مطلب خیلی مهم

من و چندی از دوستان هم دوره ایم (۶نفر که شخص بنده باهاشون صحبت داشتم)امروز کارگاه اثر را درصورتی تمام کردیم که اصلا انتظارش رو نداشتیم به این صورت تموم شه
با خیلی از مسئولین داو طلب ها بنده درباره اثر صحبت کردم
که خیلی از نکات کلیدی رو به بنده سر نخ داده بودند که مثلا شما در اثر درباره دفتر کارت اطلاعات کسب میکنی و چند نمونه از این قبیل اطلاعات مهم و با ارزش
ولی متاسفانه خیلی از دوستان با صحبت هایی که اثری در کار گاه اثر نداشت وقت فریبا رو کشتن
، برای مثال یا درباره عبور صحبت میکردند یا درباره خودشون و زندگی شخصی خودشون و مشکلات خودشون صحبت میکردند
یا میخواستن خودشونو نشون بدن به افراد دیگه و خود نمایی کنن از خودشون تعریف کنن

خود فریبا در اولین روز گفت که بدونید چه سوالی میخواید بپرسید
بدونید کهدرباره چه چیزی میخواید صحبت کنید و کوتاه باشه

وبنده از افرادی که سوال های به شدت(تکرار میکنم)به شدت مهمی رو پرسیدند مثل دوست عزیزم سهند در باره کارش که مواد اولیه میخواست تامین کنه از چین واقعا سپاس گذارم چرا که برای بنده بسیار اموزنده بود و حتما روی زندگی کاری بنده تاثیر میگزاره

ولی طرف اومده و کلام آخرش اینه که من موفق هستم من مجرد هستم من پولدارم ومن…..الی اخر
فقط وقت کشی کردن

یک نظر و یک تجربه درباره کارگاه اثر:
من فکر کردم که مثاحبه برای کارگاه اثر یه کار واقعا اصولی بود که لااقل افرادی که نتونستن دوره عبور رو با موفقیت به اتمام برسونن نیان در این دوره
و مثل افراد حرفه آیی عمل کنند در این دوره که آسیبی به این کار گاه نرسه

ببخشید طولانی بود
ولی بنده فکر کردم که تاثیر گزاره و حرف چند تا از دوستان هم بود
فریبا جان ببخش که باعث ناراحتی شما شدم(شاید)
ولی این نکته بسیار برای خود من مهم و اساسی بود

ارادت

سید جواد ثابت محمودی
سید جواد ثابت محمودی
4 روز پیش

سلام
وقت خوش
در این چند روز عده ای دیگر مسیر شغلی خود را پیدا کردند، امروز تکلیف ی تعداد دیگه با کار کردن روشن شد و با کلی آگاهی سراغ کسب و کار خواهند رفت.

تجربه : بسیار مربی به من گفته و من عرضه اش را نداشتم که بگیرم و بکار ببندم

ملیحه دلشاد معارف
کاربر
ملیحه دلشاد معارف
4 روز پیش

سلاااام ب همه ی دوستان خوبم
من اولین باری ک کارگاه اثر شرکت کردم و خوشحالم از استارت رشدم ک در کنار فریبای عزیزو تجربیات شما دوستانم زده شد

محدثه رجبلو
محدثه رجبلو
4 روز پیش

سلام و‌ خدا قوت به همگی
من ۲۵ ساله وپرستارم با ۳سال سابقه کار
و فردی هسم بسیار فعال و پر ذوق در شغل
ولی همیشه از در امد پایین اعتراض دارم
همیشه به فکر شغل دوم و‌حتی سوم بودم و انجام دادم ولی درامدش بازم منو راضی نکرد
بفکر کلینیک زیبایی با ۲نفر از همکارانم شدم
ولی توی این ۳روز دوره اثر به شک افتادم که ادامه بدم این راهو یا نه
و باتوجه به اینکه اصلا دوس ندارم بیکار بمونم‌و‌همیشه‌دوس دارم کار کنم‌و‌پول در بیارم
من عاشق کار با درامد بالا هسم

طیبه کریمی
طیبه کریمی
4 روز پیش

سلام به همه همدوره ای های عزیزو فریبا جانم
من بعداز عبور درصد بودم شغلم را عوض کنم ولی صبرکردم اثر را بشینم و از اینکار هم خوشحالم
الان ارزشی که کلا کارکردن به من می دهد حس استقلال و مفید بودن و مسیول پذیر بودن و در اجتماع بودن است

انیسه آدینه زاده
انیسه آدینه زاده
4 روز پیش

با سلام.
بر اساس گفتگوی دیروز می خوام رویای عالی بودن رو عملی کنم و فقط در حرف نباشه و این مستلزم اینه که خوب ببینم، دقیق یادبگیرم، خلاق باشم و دقیق کارم رو ارائه بدم. همین طور به مسایل تخصصی کارم، دقیق تر وارد بشم. یکی از دغدغه های دیگه من اینه که می خوام ادامه تحصیل بدم ولی برای انجام این کار با وجود اینکه می دونم توانایی شو دارم ، مردد هستم که ایا بعد از 20 سال سابقه کار انجام بدم یا به کارهای دیگه ای بپردازم. قطعا یکی از تواناییهای من درس خوندن و بالا بردن دانش هست که برام ارزش حساب می شه ولی دیگه نمی دونم بعدش چطور در کار دانشگاه این ارزش رو وارد کنم چون دیگه هیئت علمی دانشگاه نیستم.

سید جواد ثابت محمودی
سید جواد ثابت محمودی
4 روز پیش

برای بار چهارم دوره اثر را می شنوم
خاطرم هست که دوست عزیزی همیشه توصیه می کرد هر سال باید اثر را بشنوی، من هم که اندازه ی کله ام از خودم بزرگ‌تر بود ، می گفتم چه دلیلی داره آدم حرف های تکراری را بشنوه فارق از اینکه الان متوجه می شوم چقدر کم شنیده ام و چقدر نیاز دارم به مربی و شنیدن حرف هاش .
و این تکرار ها و حضور در کنار مربی اتفاقات خیلی خوبی برای من در پی داشته
از همه هم دوره‌های خودم دعوت می کنم
۱- به دعوت خودتان به بودن در این مسیر ( افراد داوطلب ، مسئولین داوطلب فرصت نابی است که مربی برای همه ما ایجاد کرده است )
۲- شرکت در کارگاه های یک روزه که مربی اجرا خواهند کرد
۳- دعوت از دیگران برای شنیدن این دوره ها
خیلی ممنون از همگی

نورا حائری
نورا حائری
4 روز پیش

سلام وقت همه خوش
به مسیر زندگی ام که نگاه میکنم می بینم که چقدر آگاهی سرزمین بودنم را از شدن جداکرده و من چقدر آسوده تر شدم
همه اینها به برکت بودن در مسیر رشد بوده
دعوتم از هممون اینه که کارگاه های یک روزه رو از دست ندیم
و اگر عضو افرادداوطلب نیستین نسبت به عضویتش اقدام کنین
ما ناگزیر از رشدیم

فریبا نوایی
کاربر
فریبا نوایی
4 روز پیش

براي من كه هميشه كار كردم موندن تو خونه و كار خانه داري ارضا كننده نيست و تو فكر راه اندازي شركت و كار هستم .ايده هاي مختلفي تو ذهنم هست و لونها رو نوشتم و بعد از دوره اثر ميخوام عملياتيش كنم .
سرمايه لازم رو دارم و در صدد تاسيس شركت خدمات مراقبتي از بيماران و سالمندان هستم …
هميشه بزرگترين ارزش در كارم اين بوده و هست كه بتونم مفيد و تاثير گذار باشم و كار درست را در زمان درست انجام بدم .
خدا ورشاكرم كه تونستم در جاده ي سلامتي ارتقا داشته باشم و در سال ١٤٠٠ با سي كيلو كاهش وزن و ورزش با مربي خصوصي متخصص بدون عارضه و افت عضلاني و اسيب روحي و رواني هر روز دارم سلامت تر ميشم و كيفيت زندگيم روز بروز بهتر و بهتر ميشه …
خيلي خوشحالم كه روي سلامتي خودم و خانواده ان شركتيه گزاري كردم و به اهدافم در سال ١٤٠٠رسيدم .ارتباطم با دخترم خيلي عالي شده باهم صحبت ميكنيم ؛ورزش ميكنيم ؛زبان اينگليسي ميخونيم و خوش ميگذرونيم و تفريخ ميكنيم …
خودم رو ادم موفقي ميدونم و اين نظر همه دوستلن و بستگانم هست …خداروشاكرم كه با همسرم از صفر شروع كرديم و صاحب امكانات رفاهي براي خانواده و فرزندانمون هستيم .
نياز مالي ندارم ولي ارائه خدمت به مردم و همنوعانم را دوست دارم و احساس رضايت من تو اينه كه مفيد باشم
وقتي كسي نياز به كمك داره از جون و دل هر كاري از دستم بر بياد براش انجام ميدم .
بزرگترين ارزش من در زندگي خانوادگي و شغلم ارتقائ سلامتي و رفاه و ارامش اطرافيانم بوده و هست .
شايد قبلا در گذشته براي خودم وقت كافي و برنامه ريزي لازم جهت بهبود كيفيت زندگي و سلامتي نداشتم ولي خوشحالم كه يك ساله شروع كردم به رسيدگي به خودم …جسم و روحم
تغييرات مثبتي كه در طي دوسال گذشته داشتم بسيار برام لذت بخش و رضايت بخشه
براي خودم وقت ميذارم ؛مطالعه ؛ورزش ؛تفريخ ؛سفر و رسيدگي به سلامتي خودم .
من به هدفهاي سلامتي كه براي ١٤٠٠داشتم رسيدم و خيلي از اين بابًا خوشحالم
و با سلامتي و حال خوب و با اميد و توكل به خدا و راهنمايي هاي شما مربي عزيز استارت كارمو ميزنم .
ممنون و سپاسگزارم

فریبا نوایی
کاربر
فریبا نوایی
4 روز پیش

سلام به مربي بزرگوار فريباي عزيز و تشكر از شما و درود به هم دوره اي هاي عزيز
من فريبا نوايي ٥٧ساله هستم .٢٨سال سابقه كار مديريت پرستاري و اكنون ٤ساله كه بازنشسته هستم .البته در طَي اين چهار سال حدودا دو سال به كار نت ورك مشغول بودم كه قبل از شروع كرونا بدليل نرسيدن به اهدافم طبق زمان بندي كه كرده بودم ؛از كار بيرون اومدم .بشدت احساس نياز به رسيدكي به سلامتي جسمي و روحي داشتم .كه براي خودم وقت گذاشتم و كارهاي درماني مو شروع كردم .مشاوره روانشناسي ؛فيزيوتراپي ؛كاهش وزن و تغيير لايف استايل زندگيم و بهترين و مفيد ترين كارم شركت در دوره ي عبور بود .
از فاضله سلطاني عزيز ممنونم كه معرف من براي شركت در عبور و اشنايي با شما مربي عزيز شد .راستش من فكر ميكردم نيازي به گذراندن اين دوره ندارم …واي وقتي وارد دوره شدم ديدم چقدر اشتباه فكر ميكردم و تازه با خودم و نيازهاي خودم اشنا شدم …

سید جواد ثابت محمودی
سید جواد ثابت محمودی
5 روز پیش

فکر نا باورانه
هرآنچه مربی می گوید را در لحظه بگیرم( البته خودخواهانه نیست، بگیریم ) و عملیاتی کنیم

زهرا ملک‌زاده گان
زهرا ملک‌زاده گان
5 روز پیش

سریع شروع به کار کردم سالن خوب و پر مشتری در خیابونهای بالای شهر بود و با جون و دل کار میکردم و هر روز یک کار جدید انجام میدادم و صاحب کارم که یکسال از من کوچکتر بود خیلی با این جریان اوکی بود و مدت 6ماه من و اون سالن میچرخوندیم و من همه کار انجام میدادم و کلی عشق میکردم راستش حقوقم از ماهی 300،400هزار تومان ماهان رسیده بود به 30،40تومان تو سالن ولی خوشحال بودم کار میکردم و از اینکه یک روز میکاپ میزنم یک روز کوتاهی مو یک روز ابرو یک روز مش یک روز مانیکور،براشینگ وووو خوشحال بودم مخصوصاً رضایت مشتری و می‌دیدم ومن از این همه تنوع سیر نمی‌شدم و عشق داشتم و تمام فکرم این بود آدمها وقتی آراسته تروزیباتر میشن احساس بهتری بهت میدن.و از استادم یادگرفتن که کار اصلی آرایشگر آراستن مردم و دوران خیلی خوبی بود من بدون اینکه کسی بهم بگه برای سالن خرید وسایل میکردم با اتوبوس می‌بردم و خیلی خالصانه کار میکردم و صاحبکارم هم دختر خوبی بود ولی مثل خیلی از سالن دارها پول کم میداد و تازه اگر مشتری زیاد بود پول اون کارو کمتر میکرد ولی من وایمیستادم و اگر بخوام صادقانه بگم اونجا برای من تا 6ماه خوب بود بعدش جای رشد نداشت ولی من برای محیط سالمش و مشتری‌های باشخصیت و یادگرفتن رفتار با مشتری اونجا موندم .تو اون دوران فشن شویی بود که من باید 21مدل که از دبی اومده بودن و باید میکاپ میکردم و خود این برای من خیلی خوب بود من با انگیزه ودنبال کارهایدجدید بودم وهر چقدر گذشت می‌دیدم ارزش کاری من حفظ نمیشه و بعد از 2سال بدون هیچ حرفی از اونجا اومدم بیرون .رفتم یک صندلی تو یک آموزشگاه اجاره کردم و از اونجایی که قراردادم و عین خنگا امضاء کردم بعد یک ماه از اونجا اومدم بیرون سریع رفتم نزدیک خونمون مشغول کار شدم .اما تو این سالن اصلا حس خوبی نداشتم با اینکه حقوق خیلی بهتری بهم میداد و بیمه هم داشتم ولی کلا 3ماه اونجا بودم و بعد اومدم بیرون و تو زیر زمین مامانم با یک صندلی میز ناهار خوری و یک آینه که با پولم خریده بودم شروع به کار کردم خلاصه گذشت وسیله خریدم ووو آلبوم عروس درست کردم و کلی عروس گرفتم ووووتا اینکه بعد 7سال اومدم بیرون یک جایی اجاره کردم و همزمان شد با ازدواجم وووو
اینارو نوشتم بگم واقعا فریبا من عاشق کار کردن در جمع‌های آروم و تمیز و ساده هستم و واقعاً پول برام اولویت نبوده نه در کار نه در انتخاب همسرم .فکر کنم این جریان هم ربط داره به خونه پدریم .تو خونه ما واقعاً همه چیز بود نمی‌گم خیلی همه چیز درجه یک بود نه ولی وفور نعمت بود چون بابام یک نونوا بود با این دیدگاه که نون قوت آدمهاست و باید نون خوب داد دست مردم تا برکتش زیاد بشه تا مردم خوب سیر بشن ووو همیشه نون و برنج ومیوه تو خونه ما بود حداقل زمانی که من بدنیا اومدم بود وکلی آدم خونه ما بزرگ شد و هیچ وقت نه مامانم نه بابام نمی‌گفت پول کمه همیشه می‌گفتند تو حرکت کن خدا روزی میده و راستش تا همین یک سال پیش این دیدگاه من بود و من شاید یک ساله که میخوام واقعاً ثروتمند بشم .به امیر میگفتم که من همیشه فکر میکنم پول میاد و این برای این بود که پدرم همیشه می‌گفت درست کار کنی پول میاد و مامانم هم می‌گفت اگر تو زندگی درست رفتار کنی خدا بهت برکت میده و با تلاش خودش تورو به جایی که میخوای می‌رسونه .نمی‌دونم شاید عین بچه ها یا عین آدمهای احمق حرف میزنم ولی باور کن فریبا من شاید تازه دارم به پول زیاد فکر میکنم و حالا تو این دوره دارم راجع به ارزش می‌شنوم که میگه برای پول کار نکن ولی من الآنم که طلب پول میکنم ته دلم خیلی چیزها برام مهمه و ارزش .میخوام کار کنم و پول خوب و سلامتی در بیارم و واقعاً خیلی از تقلب هایی که امروز به ما رسوندی جزو زندگیم بوده ولی امروز فهمیدم من اشکالات زیادی داشتم که نتونستم به اونجایی که میخوام برسم.خیلی حرف زدم منو ببخش اما باید بگم تا اگر چیزی هست مثل همیشه بهم بگی وازت بینهایت سپاسگزارم.اینارو یادم رفت بگم بعد ازدواج هم سالن داشتم حدودا7سال ولی 3سال آخر دیگه دوست نداشتم این کارو بکنم چون دیگه هنر نبود و معنی آراستن برای من نداشت وبعد سه سال کلا از این کار اومدم بیرون و حقیقتا 3سال شده که کار نمیکنم به معنای فعالیت بیرون و در ارتباط با دیگران.در کل ازت قدردانم برای اینکه هستی و سپاسگزارم برای همه چیز❤️🙏🌹

سید جواد ثابت محمودی
سید جواد ثابت محمودی
5 روز پیش

سلام
نمی دونم چرا عقب می مونم ( گیر دارم)
الان بعد از گذشت دو روز از اثر میخواهم مشکلات کاری ام را مجدد بنویسم؛

اولین و بزرگ‌ترین مشکل کاری ام دور از مربی بودن است، خیلی کم دارم
دیر می گیرم مربی چی میگه و دیر عمل می کنم.
رو در بایستی دارم حتی با مربی خودم،
دومین مشکلم ، اینه که نتوانسته ام حرفم را شفاف و راحت به مربی خودم بزنم تا بهتر بگیرم .
سومین مشکلم ، خطاهای شناختی است که دارم
اصلا نمی دانم ریسک چیست، بحران چیست ، خطر کردن و خلاقیت و …. چیست و آیا آنچه من از ریسک و خطر و سرمایه گذاری می دانم همان است که مربی می گوید ، آیا من دارم خلاقیت می کنم یا با ترس هام مدام از موقعیت هام فرار می کنم ؟
همیشه به خودم افتخار کرده ام که پشت هیچ مانع و مشکلی گیر نکرده و با برخورد به یک‌موضوع و مشکل سریع جایگزین ش را پیداکرده و مسیر جدیدی را درست کرده و رفته ام.
به عنوان نمونه های بزرگ
سال ۱۳۷۹ حدود ۲۲ سال پیش با تولید قطعات خودرو در ایران شروع به کار کردم ولی متاسفانه شرایط مناسب نبود و سرمایه ام را از دست دادم و ایران را برای تولید جای نامناسبی دیدم ،
رفتم سراغ واردات از کشور دبی که به ظاهر شیک تر و با کلاس تر هم بود و با گذشت ۱۰ سال از واردات مجدد به مشکل برخوردم و شرایط کار با دبی تغییر کرد.
و این بار به سراغ واردات از کشور چین که تجارت بزرگ تر هم بود رفتم ،
اوضاع خوب بود و کار خوب پیش میرفت تا جایی که نیاز به توسعه پیدا کرده بودیم و درخواست نمایندگی از شهرستان ها داشتیم ، که از همگیری کرونا شروع شد و از سمتی هم سیاست های وارداتی کشور ما سخت شد ، مجدد گفتم چه کنم ؟
رفتم سراغ تولید داخلی
به دو صورت
۱- تولیدات مستقیم توسط خودمان
۲- مجاب کردن کارخانه ها برای تولید محصولاتی که مورد نیاز ما بود
ولی متاسفانه خیلی گنجایش و ظرفیت تولید در ایران وجود نداره و هزینه های تولید گاها بیشتر از واردات محصول در میاد و این کار رقابت را سخت می کنه ،
مجدد نیم نگاهی مجدد به واردات دارم و شروع کرده ام به واردات از چین

پ.ن.۱ ( از فروش اینترنتی هم در این سال ها غافل نشدم و سایت فروشگاهی راه اندازی کرده ام )
پ. ن.۲ (در این میان پتانسیل مینا و مراکز زیبایی من را بر این داشت تا در راه اندازی مرکز زیبایی هم سرمایه گذاری کنم، چرا که چشم انداز خوب مالی داشت،
و همچنین با توجه به اینکه واردات را کنسل کرده بودم پول مازاد را مقداری در ملک سرمایه گذاری کردم)

پ. ن.۳ (البته باید بگم که دو سال پیش بعد از گذشت بیست و اندی سال کار کردن ، یکدفعه موتور هام را خاموش کردم و به نوعی همه ی کارهام را رها کردم البته نامحسوس و نامرئی و بزرگ‌ترین خسارت را در دو‌سال گذشته از این بابت خوردم )

در پایان
نمی دانم چه کرده ام
احساس می کنم خطای شناختی دارم و باید توانایی ام را جور دیگری صرف می کرده ام.

و مربی عزیزم ممنونم.

ایمان نظرعلی
ایمان نظرعلی
5 روز پیش

سلام
چقدر عمیق این گفتگو اثر
سومین بار هست که اثر شرکت میکنم و میبینم هنوز چقدر کوچک فکر میکنم و‌‌باید‌ ظرفیت بیشتری داشته باشم.

زهرا ملک‌زاده گان
زهرا ملک‌زاده گان
5 روز پیش

شب بخیر فریبای دوستداشتنی ❤️ از همتون سپاسگزارم برای حضورتون در این کارگاه که هر کدوم از شما با گفتن مطالبتون کلی دیدگاههای جدید بهم دادید🙏🌹
فریبای دوستداشتنی میخوام بازم حرف بزنم و امیدوارم درست بتونم بگم !
میخوام برم به دوران دبیرستانم ،اون زمان عاشق کارهای هنری بودم عضو گروه سرود تائتر درست کارهای دستی و کار گروهی بودم ،میخواستم برم هنرستان که با مخالفت مامانم طرف شدم بعد یکسال اول دبیرستان نظام قدیم وخوندم و البته نخوندم تا رد بشم تا بتونم سال بعد وارد نظام جدید بشم. اولین سال دوره کارو دانش بود من عاشق کارهای دستی و انجام کارهای عملی بودم و هستم ولی باز نشد مامانم بدتر گیر داد خلاصه تجربی خوندم بدون علاقه بعدش کنکور دادم اما کنکور هنر که واقعاً سخت بود و کنکور ریاضی البته رشته فیزیک که با اختلاف خیلی کمی نتونستم قبول بشم (در هر دو کنکور هیچ درسی نخونده بودم)همون موقع ها میدونستم میخوام رشته درسیم و کاریم یکی باشه و دیگه نخواستم تو دانشگاه درس بخونم البته اعتقاد قلبی هم به دانشگاه رفتن نداشتم بعد از این جریانات توسط یکی از دوستانم که در ماهان مشغول کار بود بهم پیشنهاد داد که مهماندار میخوان ودفعه اول نرفتم ولی دفعه بعدی دوستم از آریا شهر برام آژانس گرفت آژانس اومد دم خونمون تا من برم ماهان برای پر کردن فرم کاری و من هم با سرخوشی رفتم و مصاحبه کاری دادم و در کمال ناباوری بعد دو هفته وارد کلاسهای مهمانداری شدم حدودا 20ساله بودم تا اون روز هم هواپیما سوار نشده بودم ولی با اولین پروزای که داشتم فهمیدم آدم این کار نیستم .من بخاطر هیجان،دیدن آدمهای مختلف ، دیدن جاهای مختلف ،دیدن رفتارها،گفتارها و از همه مهمتر زندگی کردن در جاهای مختلف هر چند کوتاه وارد این شغل شدم اما اولین روز که دنبالم اومدن دیدم همه چیز چقدر پر از نگرانی وتنش و من واقعاً دچار پریشونی شدم.دوستم بهم گفته بود خودت بزن به خنگی و خیلی سریع کار نکن مظلوم باش ولی با همه اینها سریع کار میکردم و نمی‌تونستم کارامو دیر انجام بدم البته دوستم برای این می‌گفت که تو کار اگر چشات برق بزنه و سریع و سیر باشی خیلی‌ها اذیتت میکنن و بعد یک مدت کارخودشونو سر تو میریزن .اما من در کل کار خودم میکردم چون نمی‌تونستم آروم و کند باشم وحرف دوستم از خیلی بایدها درست بود ولی یادمه حقوق اولم که 100هزار تومان بود اصلا اصلا اصلا بهم حال نداد و دوستش نداشتم وبا اینکه من دوست داشتم زود مستقل بشم از این استقلال خوشم نیومد چون فضای کاری مهمانداری با من جور نبود یا من با اون جور نبودم.با این حال خیلی سریع به من ارتقاء شغلی میدادند چون کارم و انجام میدادم و سرم تو کار خودم بود و بعد از یکسال و نیم که حقوقم هم خیلی بیشتر شده بود من از کارم استعفا دادم.و دلیل اصلیش این بود که تو این کار هیچ کس و هیچ کس و هیچ کس برای مدیر اهمیت نداشت الا خودش حتی مسافر هم اهمیت نداشت و من اذیت میشدم چون چیزهایی دیدم که نتونستم بمونم !نکته اینه با حقوقهای بعدیم یک خط موبایل و گوشی خریدم به صورت قسطی و وقتی اومدم بیرون به بابام گفتم بابا تو میتونی کمکم کنی دوتا قسط دارم و اون گفت بله که میتونم و من وقتی فهمیدم میتونم پول قرض کنم با اطمینان بیشتری اونجا و ترک کردم.
یادمه 7صبح رفتم استعفا دادم 10صبح رفتم کلاس گریم ثبت نام کردن پیش استاد معیریان .بقدری خوشحال بودم که نگو .وارد گریم و کارهای اینچنینی شدم.واقعا دوست داشتم صورت آدمها و زیباتر بکنم و بتونم طرح و نقشهای جالب بزنم وجای درستی رفتم .اون موقع بخاطر اینکه میدونستم مامانم باز هم نمیزاره برم تو سینما کار کنم گفتم آرایشگر میشم و آرایشگاه میزنم.بعد این دوره شروع به یادگیری آرایش و پیرایش کردم و یک ماه نشده بود مرلین گفت میخوای کار‌کنی گفتم با کمال میل و منو فرستاد تو یک سالن که کارهای اولیه را انجام بدم .

دینا سلیمانی
کاربر
دینا سلیمانی
5 روز پیش

سلام فریبا جان شب بخیر همه دوستان گرامی من این قدر خوشحالم که در جمع شما هستم که نگو از ته دلم برای سلامتی و تندرستی دارم و عاشقه خانواده محترمتان باشید دوست کوچک شما دینا سلیمانی 🙏🙏🙏🙏🌸🌸🌸🌸

بهناز نمازی
بهناز نمازی
6 روز پیش

سلام به مربی عزیز فریباجون و همگی هم دوره ای های عزیز
بسیار خرسند و شاکرم که فرصت استفاده از کارگاه فوق العاده اثر نصیبم شد
راستش من درحال حاظر شغلی ندارم
و مدام فکر داشتن شغل و کسب و کار مورد علاقم توذهنمه
و قدم های کوچیک و آهسته براش برمیدارم
آموزش هایی خوبی دراین زمینه دیدم و تلاش هم کردم شاید کافی نبوده اما بی تاثیر هم نبوده
من درکنارادامه تحصیل در رشته ژنتیک تو فکر زدن سالن زیبایی برای خودم هستم و میکاپ رو به صورت تخصصی آموزش دیدم،بزرگ‌ترین نیاز کاری که من دراین زمینه احساس میکنم داشتن قدرت و اعتماد به نفس بالاست
درعین حال که من این هنر رو به خوبی یاد گرفتم و بهترین ابزار و مواد کاررا تهیه کردم گاهی احساس میکنم نکنه از پسش برنیام،نکنه مشتری رو راضی نکنم،نکنه تو این مسیر شکست بخورم و سوددهی نداشته باشه برام و جلوی خانواده و همسرم و اطرافیانم شرمگین بشم و از حمایت مالی که دراین راستا برام انجام دادن پشیمون بشن
ازطرفی عاشق درس خوندن و ادامه تحصیلم و دوست دارم در مقطع ارشد و تا دکتری ادامه تحصیل بدم حتی اگر درزمینه تحصیلیم شاغل نباشم باز هم درس خوندن رو دوست دارم
و بیشترین نیازم استقلال شخصیتی داشتنه،احساس مفید بودن
احساس رضایت داشتن از خودم
استقلال مالی داشتن
اجتماعی بودن و کارکردن با مردم و احساس رضایت اونها از خدماتی که براشون انجام دادی
ودرنهایت اثرگذاری مثبتی که اول برای خودت انجام دادی و بعد برای مردم

فاطمه مالک
فاطمه مالک
6 روز پیش

سلام. یکی از مسائلی که من با کارم دارم، زیادی کمال‌گرا هستم اگه یه مهارتی به صورت صد درصد بلد نباشم اصلا واردش نمیشم و همیشه ترس از شروع دارم ولی در مقابلش خیلی دوست دارم از این جایگاهی که هستم جلوتر برم و این مسئله خیلی بیشتر ناراحتم میکنه، دیگران هم همین موضوع به من میگن. دوست دارم ریسک کنم و کاری که میخوام شروع کنم و نترسم از این که شاید ممکنه اون کار بد بشه. برای شروع کاری که دوست دارم هم یه سری قدم‌های کوچیک برداشتم ولی همین کمال‌گرایی جلوی حرکت سریعتر منو میگیره.

پخشان دانشمند
کاربر
پخشان دانشمند
6 روز پیش

با سلام خدمت فريبا جان
من بعد از گذراندن دوره عبور اخساس انرژى بالايى مى كنم اگر چه هرگز احساس نياز به شاغل بودن نداشتم اما از بعد از دوره عبور حس مى كنم در پنجاه و شش سالگى دوست دارم وارد بازار كار شوم و از پتانسيلم استفاده كنم
اما نميدونم چگونه و از كجا شروع كنم

زهره عابدی
زهره عابدی
6 روز پیش

سلام به همگی من یکی از آرزوهام داشتن یه شغل هست که برای خودم باشه و بتونم یه کارگاه شاد و مفید داشته باشم با افرادی که مشتاق کار باشن و دوستانه یه کاری را راه بندازیم

یاس مشایخی
یاس مشایخی
6 روز پیش

سلام وقت بخیر
هدف:شناخت توانایی های خود برای کسب مهارت های بیشتر، مفید بودن برای خود و جامعه
مشکل:با اینکه خیلی با دقت همه موارد رو ثبت میکنم
اما گاهی بعضی ارقام بعضی سند ها اشتباه ثبت میشه…
به طوری که حتی در چک کردن هفتگی هم متوجه این اشتباه نمیشم… و ممکنه تا ۱ ماه طول بکشه متوجه اون اشتباه شم.

شهاب ترابی
کاربر
شهاب ترابی
6 روز پیش

یکی دیگه از مشکلات اساسی کار من در پیرو مطلب قبلی ام همون بحث چک اما به اینصورت که همیشه از تاریخ چک هایی که میکشم حول حوش سه چهار روزی بالا پایین میشه و عقب هستم این معضل نمیدونم چه طوری پیش میاد من همیشه میندازم تقصیر کسادی بازار ولی درواقع فروش دارم ولی عقب افتادگی جبران نمیشه این واقعا آزار دهنده است و همیشه در استرس کاری هستم

میثم روحانی
کاربر
میثم روحانی
6 روز پیش

سلام و عرض ادب

کسب من فروش محصولات خشکبار و ادویه است که درواقع هم فروش حضوری و هم اینترنتی داریم،

البته با توجه به گفته دوستان و آشنایی شما به بازارها، قیمت ها بقدری بالا رفته که توان خرید مردم اومده پایین و درنتیجه فروش ما کم شده،
البته ماهم مشکلاتی همچون تعدد فروشگاه های همکار و اجاره های زیاد شهر کوچیک را کنار فروش کم داریم،

خوشحال میشم اگر پیشنهادی در راستای پیشرفت ما ارائه بدید

مریم حبیبیان
مریم حبیبیان
6 روز پیش

سلام فریبا جان
شناخت درست توانایی های خود و کسب درآمد و مفید بودن برای جامعه و خودم

سید حسین طباطبائی فاخر
سید حسین طباطبائی فاخر
6 روز پیش

سلام خدمت مربی عزیز گذشت ۲۰ سال از خدمت کارمندی و سوختن فرستهای گذشته

ابراهیم حاجی صفری
کاربر
ابراهیم حاجی صفری
6 روز پیش

سلام فریبای عزیز
بنده ابراهیم حاجی صفری هستم از شهر گرگان
بزرگترین مشکل یا همون نیاز کاری که من خودم دارم میبینم و این مشکل رو خیلی زیاد حس می کنم اول یه توضیح بدم این شکلی شروع کنم که ما یه تیم چهار نفره کاری هستیم و یه مجموعه هستیم که چهار نفری مجموعه کاملا به صورت مشارکتی و مساوی داریم پیش می بریم کارمون هم کاملاً تخصصی در زمینه ابزار آلات صنعتی و تجهیزات تعمیرگاهی و گاراژی کار میکنیم به دلیل اینکه در چند بخش مختلف کاری مشغول به کار هستیم از نظر کاری خیلی شلوغ هستیم و خیلی فرصت پیاده کردن ایده های جدید رو نداریم بخشی از کارمون توزیع و پخش محصول و ویزیت در چند استان یه بخشی از کارمون تولید و به اصطلاح مدیریت کارگاه تولیدی هست یه بخشی از کارمون فروش مستقیم به مصرف کننده و یا فروشگاه مرکزی مستقیم ارتباط با مصرف کننده داریم که اونم خیلی انرژی کارمون درگیر کرده یه بخشی از کارمون هم واردات محصولاتی که خودمون نیاز داریم از کشورهای خارجی است و حالا با توجه به این شهر حالی که گفتم و این همه مشغله که گفتم به نظر خودم بزرگترین نیاز کاری در جذب نیرو هست و این ناتوانی رو دارم نمیتونم نیرو جذب کنم و دلیلش اینکه هم من و هم همکارام احساس میکنیم که هیچکی نمیتونه مثل خودمون کار کنه و اینکه نتونه شاید کارمونو به درستی انجام بده و نمیتونیم نیرو جذب کنیم و یه بخشی از کارها رو بسپاریم به نیرو که به نظر خودم هم واقعا سخته ولی شدنیه و منابع انسانی من واقعا محدوده و اینکه همه کارا رو خودمون باید انجام بدیم قطعاً اگر من بتونم جذب نیروی بیشتری داشته باشم پر از ایده های جدید و نو کاری هستم که میتونم اونهارو پیاده کنم الان من ذهنم پر از ایده های جدید و نو کاری هست و قطعاً مطمئنم با کمترین اشتباه و خسارتی میتونم به بهترین شکل ممکن اونها رو پیاده کنم و بهره وری مناسب ازش بگیرم ولی به خاطر نداشتن نیرو محدود شدم و قدرت و جسارت اجرایی کردن ایده ها رو ندارم و واقعا تو این قسمت خیلی خلا بزرگی دارم یعنی نمیتونم این تشکیلات و اون تیم رو با منابع انسانی جدید به جلو ببرم و به نظر خودم مثلا میگم من به جای اینکه که بخوام ویزیت محصولات و با توجه به سابقه ۱۵ ساله کاری هنوز انجام بدم میتونم فقط بشینم استراتژی بچینم پیاده کنم میتونم تو یه بخش بزرگتر فقط کار و پیش ببرم نه اینکه همزمان تو این چهار تا بخش دارم کار انجام میدم و حالا خیلی مشکلات ریز و درشت دیگه کاری هست که الان فرصت بیان کردنش اینجا نیست واقعا
با احترام
ابراهیم حاجی صفری

اسکرول به بالا